اينى كه هستم نگرانم ميكنه
توى تاريكى صبح ناشد بود تا سرحد وجودم سرشار از يه حسى نباشه
الان صبح تاريكه و من تا سرحد وجودم بى تفاوتم
- از خوبياى وبلاگ اينه كه اميد به خونده شدن دارى حتى توى تاريكى صبح ، حتى با چنين چرندى كه نوشتم
- همچين ميگم چرندى كه نوشتم انگار قبلش در و گوهر ميباريده فقط از كلامم
- حالم بهتر نميشه چرا
- از نق زدن بدم مياد
همه ش دارم نق ميزنم
برچسب:
نویسنده: بردیا جعفرینژاد